شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸ - December 14 2019
کد خبر: ۳۶۰۶
تاریخ انتشار: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۱:۰۴
عجب شیرما - فروشگاه‌های زنجیره‌ای به عنوان پدیده‌ای نوظهور در بازار کسب و کار ایران می‌روند که با تکثیر قارچ‌گونه خود، بساط کسب و کارهای کوچک را جمع کنند.

به گزارش عجب شیرما به نقل از خبرگزاری فارس، هر روز شاهد تغییراتی در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی هستیم؛ زمانی نه چندان ارتباط بین افراد در فواصل دور حتی با تلفن هم امری دشوار می‌نمود اما امروز هر فرد در کنار تمام شناسه‌های فردی، شناسه‌ای به نام شماره تلفن شخصی دارد که نه تنها امکان ارتباط صوتی که ارتباط تصویری را در هر شرایطی فراهم می‌کند.

اقتصاد و بازار در جهانی که هر روز تحولاتی تازه را تجربه می‌کند، بیشترین رخدادها را ثبت کرده است؛ تغییراتی که بخش‌های مختلف تولید تا عرضه محصولات مختلف را شامل می‌شود؛ تغییراتی که عمدتا در جهان توسعه یافته با سرعت تداوم دارد و سایر کشورها، با فواصلی که گاه به یک قرن هم می‌رسد، دنباله‌روی کشورهای پیشرفته محسوب می‌شوند.

بررسی وضعیت بازار خرده فروشی محصولات مختلف نشان دهنده بروز تغییراتی گسترده از اوایل قرن بیستم در کشورهای توسعه یافته است؛ کشورهایی که با ایجاد مارکت‌های بزرگ، تامین نیازهای مردم را در همه‌ی زمینه‌ها دنبال کرده و البته موفق هم بوده‌اند.

زمان ایجاد فروشگاه‌های زنجیره‌ای امروزی به اواسط قرن نوزدهم میلادی و به کشور آمریکا برمی‌گردد. در سال ۱۸۵۹ اولین شعبه فروشگاه‌های زنجیره‌ای A & P در آمریکا گشوده شد.

سابقه تاسیس فروشگاه‌های زنجیره‌ای در ایران نیز به سال ۱۳۲۸ و تاسیس نخستین فروشگاه تعاونی مصرف سپه باز می‌گردد.

در دهه ۷۰ راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره‌ای با الهام از فروشگاه‌های بزرگ زنجیره‌ای جهان که تا همان زمان سهم قابل توجهی از کل خرده‌فروشی کشورهای توسعه یافته را به خود اختصاص داده بود، در دستور کار دولت و برخی از نهادهای عمومی غیردولتی از جمله شهرداری قرار گرفت.

از دهه ۸۰ به این سو، با توجه به مزایای راه‌اندازی فروشگاه‌های زنجیره‌ای و نقش مهمی که این فروشگاه‌ها می‌توانند در اصلاح نظام توزیع کشور به عهده داشته باشند، موج جدیدی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای در کشور شروع به فعالیت کرد.

هم‌ اکنون در شهرهای بزرگ حدود ۲۹% از خریدهای اصلی در بازار روزها و حدود ۲۳% از سوپرمارکت‌های بزرگ و زنجیره‌ای تهیه می‌شود اما خریدهای متفرقه همچنان بیشتر در سوپر مارکت‌های کوچک و محلی صورت می‌گیرد.

توسعه فروشگاه‌های زنجیره‌ای در کشور توسط بخش خصوصی داخلی و خارجی و افزایش رقابت میان این فروشگاه‌ها برای جذب مشتری بیشتر، باعث شده است تا هر روز خلاقیت‌ها و ابتکارات جدیدی در مدل‌ها و روش‌های فروش این شرکت‌ها به مشتریان عرضه شود.

برخی از این فروشگاه‌ها، اغلب کالاهای خود را با بهای ۱۰ درصد پایین‌تر از قیمت مصرف‌کننده به مشتریان عرضه می‌کنند که همین مسئله موجب رضایت بسیاری از مشتریان شده است و در عین حال ابهاماتی را در رابطه با واقعی بودن این تخفیف‌ها مطرح کرده است.

اما ظهور این پدیده، تهدیدی برای کسب و کارهای کوچک به شمار می‌رود که با داشتن سرمایه‌ای اندک شاید توان رقابت با این مجموعه‌های توانمند را ندارند و در بلندت مدت به تعطیلی کشیده خواهند شد.

اگر تعداد افرادی که در چنین شرایطی بیکار خواهند شد را حساب کنیم، خواهیم دید که با چه معضلاتی در آینده روبه رو خواهیم شد.

حسین آقا که صاحب یک بقالی با قدمت 50 ساله است، می‌گوید: فروشگاه‌های زنجیره‌ای بیشتر به سراغ برندهایی می‌روند که معروف نیستند و دلیلش هم این است که قیمت این برندها برای عموم مردم مشخص نیست و در ضمن حاشیه سود بیشتری برای فروشگاه دارد.

یکی دیگر از صاحبان سوپر مارکت در این باره می‌گوید: درست است که من مشتریان خودم را دارم و روزی‌رسان خداست، اما با این وجود بالاخره این حجم تبلیغات ارزان‌فروشی از سوی این فروشگاه‌ها، مردم را به خود جلب می‌کند و مطمئنا در بلند مدت بر کسب و کار ما تاثیر خواهد گذاشت.

جلیل آقا نیز نظر دیگری دارد و با استناد به تعطیلی چندین فروشگاه زنجیره‌ای در منطقه نزدیک به خود می‌گوید: چون محل این فروشگاه‌ها اجاره‌ای است، در بلند مدت نمی‌توانند با امثال ما که مغازه در مالکیت خودمان است، رقابت کنند.

سعید نیز که مدت 16 سال است به کار بقالی مشغول می‌باشد، می‌گوید: سیاست این فروشگاه‌ها بازارشکنی است، یعنی به ظاهر اجناس را باقیمت زیر بازار می‌فروشند ولی از آنجایی که برندهای کمتر شناخته شده را می‌فروشند، مردم فکر می‌کنند که ارزان‌فروشی می‌کنند و با این کار بازار کسب ما را هم خراب کرده‌اند.

حسین آقا در بخش دیگری از سخنان خود به این نکته اشاره دارد: شنیده حاکی از این است که قیمت درج شده بر روی برخی از اجناس فروشگاه‌های زنجیره‌ای به سفارش همین فروشگاه‌ها زده شده تا پس از تخفیف ظاهری، به قیمت دلخواه آنها فروخته شود و این توهم در خریداران به وجود می‌آید که اجناس را ارزان می‌خرند.سعید نیز می‌گوید:حجم خریدی که امثال ما از توزیع‌کنندگان کالا انجام می‌دهند در مقایسه با حجم خرید فروشگاه‌های زنجیره‌ای بسیار پایین است، البته در برندهای مشهور که قیمت آنها در سراسر کشور مشخص است، قیمت‌ها تفاوتی ندارند اما در برندهای کمتر شناخته شده که کیفیت آنها هم جای بحث دارد، تفاوت فاحشی در خرید انبوه ایجاد می‌شود که این مسئله قدرت رقابت را از ما می‌گیرد.

وی همچنین به این موضوع اشاره دارد که در فروشگاه‌های کوچک، سود حاصله مستقیماً به جیب فروشنده می‌رود در حالی که در فروشگاه‌های زنجیره‌ای، فروشندگان صرفاً کارمندانی هستند که برای صاحبان این فروشگاه‌ها کار می‌کنند و سود سرشار فروش به جیب عده‌ای خاص سرازیر می‌شود.

جلیل از نبود نظارت بر این فروشگاه‌ها گله دارد و می‌گوید: هیچ‌کس نیست که صحت و سقم قیمت‌های روی اجناس این فروشگاه‌ها را بررسی کند در حالی که بقالی‌های کوچک همیشه تحت نظر هستند.

آنچه آشکار است، هدف از تاسیس چنین فروشگاه‌هایی در کشور ایجاد رابطه مستقیم بین تولیدکننده و مصرف‌کننده بوده تا قیمت تمام شده برای مصرف‌کننده ارزان‌تر باشد، در حالی که هم اکنون مشخص نیست که آیا واقعاً قیمت ارزان است و آیا کیفیت کالاهای ارائه شده اطمینان بخش است؟

از طرفی ظهور هر پدیده جدید اقتصادی، بازخوردهای اجتماعی خود را در پی دارد که در این مورد می‌توان به رشد بی‌رویه مصرف‌گرایی و خرید کالاهای مازاد بر نیاز خانوار همچنین در بلند مدت، به بیکاری عده زیادی که در صنف بقالان و خواربارفروشان و ... کار می‌کنند، خواهد انجامید، اشاره کرد.

از آنجایی که این فروشگاه‌ها نیاز به فضاهای بزرگی برای ارائه کالاهای خود دارند، حتی اگر صاحبان مغازه‌های بقالی هم بخواهند به سمت چنین سیستمی بروند، متراژ مغازه‌هایشان این اجازه را به آنها نخواهد و نتیجه قابل پیش‌بینی، خالی شدن تعداد زیادی از واحدهای تجاری می‌باشد.

قدر مسلم، هرگونه تغییر در نظام اقتصادی کشور هر چند در کسب و کارهای کوچک باشد، باید با افق آینده‌نگرانه همراه باشد که در این مورد خاص هیچ‌کدام از مزایای نسبی فروشگاه‌های زنجیره‌ای که شامل اصلاح نظام توزیع کالا در کشور و ایجاد اشتغال بود، فراهم نشده است.

هنوز هم دلالان نبض بازار را در اختیار دارند و چه بسا در آینده خود این فروشگاه‌ها نیز با توان مالی بالایی که دارند به سمت انحصارطلبی حرکت کرده و در صف دلالان کالاها قرار گیرند.

بعد فرهنگی موضوع را نیز نباید فراموش کرد. فرهنگی که همراه این نوع فروشگاه‌ها به کشور وارد شده مبتنی بر فرهنگ مصرف‌گرایی غربی است که با قفسه‌های بزرگ و چینش پر زرق و برق اجناس، مردم را به سمت کالاهایی که در انتهای سبد نیازهای خانوار قرار گرفته سوق می‌دهند حتی لباسی که مردم در رفتن به این فروشگاه‌های بزرگ، استفاده می‌کنند با آنچه هنگام مراجعه به سوپرمارکت‌های سنتی می‌پوشند، متفاوت است.

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر: